الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

400

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

پيشه كردم ، در ادامهء راه نيز چنين مىكردم . « 1 » ولى به دو دليل خود را ملزم به پذيرش و قيام كردم ، زيرا از يك سو با وجود آن همه ناصر و ياور ، حجّت بر من تمام بود و از سوى ديگر خداوند از دانشمندان هر امّتى پيمان گرفته كه وقتى بىعدالتى را در جامعه مشاهده مىكنند تا آن حدّ كه ظالمان از پرخورى بيمار شده و مظلومان از گرسنگى ، سكوت روا ندارند ، برخيزند و دست ظالم را از گريبان مظلوم قطع كنند و عدل الهى را در جامعه پياده نمايند . اين سخن امام ( ع ) هشدارى است به همهء انديشمندان و علماى امّتها كه وقتى امكانات تشكيل حكومت و اجراى عدل و قسط الهى فراهم گردد ، سكوتشان مسئوليت آفرين است ، بايد قيام كنند و براى بسط عدالت و اجراى فرمان خدا مبارزهء با ظالمان را شروع نمايند . آنها كه مىپندارند ، تنها با انجام فرايضى همچون نماز و روزه و حج و پاره‌اى از مستحبّات ، وظيفهء خود را انجام داده‌اند ، سخت در اشتباهند . اجراى عدالت و حمايت از مظلوم و مبارزه با ظلم ظالم نيز در متن وظايف اسلامى آنان قرار دارد . سرانجام امام ( ع ) در ادامهء اين سخن و در آخرين جملهء اين خطبهء داغ سياسى اجتماعى پر معنى ، مىفرمايد : « آرى اگر به خاطر دلايل فوق نبود هرگز تن به پذيرش اين بيعت نمىدادم و در آن هنگام ( در مىيافتيد كه ) ارزش اين دنياى شما ( با همهء زرق و برقش كه براى آن سر و دست مىشكنيد ) در نظر من از آب بينى يك بز كمتر است » ( و لالفيتم « 2 » دنياكم هذه ازهد عندى من عفطة « 3 » عنز « 4 » ) .

--> ( 1 ) شاهد اين سخن شعرى است كه از آن حضرت در داستان مخالفت « طلحه » و « زبير » و فراهم آوردن مقدّمات جنگ جمل نقل شده كه فرمود : « فتن تحلّ بهم و هنّ شوارع - تسقى اواخرها بكاس الاوّل » اشاره به اين كه : فتنه‌هايى در پيش است كه همه را در بر مىگيرد و هر كس به سهم خود در آن گرفتار مىآيد ( بحار الانوار ، جلد 32 ، صفحهء 118 ) . ( 2 ) « الفيتم » از مادهء « الفاء » به معناى يافتن چيزى است . ( 3 ) « عفطة » در اصل به گفتهء « مقاييس اللغة » به معناى « صداى مختصر است ، به همين جهت به عطسه كردن گوسفند يا بز « عفطة » مىگويند و در كلام بالا اشاره به ذرّات آب بينى است كه به هنگام عطسه كردن به اطراف پراكنده مىشود . اين تفسيرى است كه در مقاييس آمده است ولى بعضى ديگر از ارباب لغت به بعضى از صداهاى ديگرى كه از حيوان خارج مىشود نيز عفطه گفته‌اند . ( 4 ) « عنز » به معناى بز ماده است .